« چشمان کم سوی تیز »

August 07, 2011

گاهی شب ها که به چراغ های شهر از پشت پنجره نگاه می کنم، عینکم را که از چشم بر می دارم، نور چراغ ها تار می شود، شکل های دایره، ستاره و بلورهای برفی، قرمز و آبی و مهتابی و سبز و زرد، پیش چشمانم سو سو می زنند و می رقصند.
عینکی ها می دانند چه می گویم.
منظره ی قشنگی می شود.
گاهی وقت ها آدم دلش می خواهد برای بهتر دیدن برخی چیزها، عینکش را از چشم بردارد.

 
این نق نیز بگزرد...     غرغرهای دیگران(2)
غرغرهای دیگران در مورد « چشمان کم سوی تیز »

بعضی وقتها جالب است. اما بیشتر وقتها با برداشتن عینک رنگها تار و برفکی دیده می شوند و آدمی احساس پیری زودرس می کند

شهربانو | August 8, 2011 01:58 PM

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

پویا | August 7, 2011 07:54 PM












اطلاعات ضبط؟