گرچه می خندم ولی این هق هق است
حرف حق در گوش کر چون نق نق است

Thursday, October 8, 2026

مرده ریگ

 دکتر نافعی بعد از مدتی تاخیر برای احوالپرسی به دیدن آمیز نقی‌خان رفت و طبق معمول چانه‌اش گرم شد که:

آمیرزا دیروز در جایی می‌خواندم که کورش بزرگ برخلاف فرمانروایان دیگر تاریخ بردگان را آزاد می‌کرد و نان و نوایشان می‌داد، ما باید از داشتن چنین گذشته‌ی سرشار از افتخاری برخود ببالیم و گردن فراز داریم!

آمیزنقی‌خان گفت بالیدن از گذشتگانمان بود، اما امروز خفت و خواری  بسیار بر من و توباد که چنان گذشته‌ای را به چنین حالی گرداندیم!

دکتر نافعی بیچاره از فرط شرم برخود فروریخت و آوارشد.


No comments:

Post a Comment